کد مطلب: 1289
تاریخ انتشار: شنبه 6 اسفند 1390
ما شهر را برای فرهیختگان نمی‌سازیم
پرونده نقاشی‌های دیواری2/ مدیرعامل سازمان زيباسازی شهر تهران:

ما شهر را برای فرهیختگان نمی‌سازیم

زهرا حاج محمدی
فرهنگ و جامعه  - 

برداشت یک؛ 52 روز برای انجام مصاحبه با سیدمحمد جواد شوشتری، مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران صبوری به خرج داده شد. پیگیری کردن آن نیز به بیش از 20 بار تماس تلفنی و پیامکی نیاز پیدا کرد.

سرانجام گفتگو در فضایی نه‌چندان راحت درحالی‌که مصاحبه‌ شونده هر 15 دقیقه یک‌ بار برای پاسخ به تلفن‌ها، پیامک‌ها و پذیرش میهمانان‌اش در صندلی جابه جا می‌شد و سه بار خواست تا ضبط خاموش شود، میسر شد. شاید این اولین گفتگو از این دست نباشد که نه برای مصاحبه‌کننده و نه مصاحبه‌شونده؛ آسان نبوده و قطعا آخرین نیز نخواهد بود اما پرسش اینجاست که آیا گفتگویی که می‌توانست از همان نخست ازسوی مصاحبه‌شونده؛ رد شود یا در فضایی توام با آرامش و اعتماد؛ با اندکی صبوری دنبال شود، نیاز به چنین روند نابسامانی در سیستم مدیریتی داشت؟!

برداشت دو؛ از آنجا که سوالات درست 52 روز قبل از انجام مصاحبه به دست مدیران سازمان زیباسازی شهر تهران رسیده بود، و از آنجا که مدیران مربوطه با سعه‌ی صدر پذیرفته بودند که اگرچه سوالات با رنگ و بوی انتقادی طرح شده اما اطمینان داده شد که اشکالی در پاسخ به نقدهای واردشده ازسوی این سازمان دیده نمی‌شود؛ لذا مصاحبه‌کننده با همین رویکرد طرح شفاهی سوالات را دنبال کرد اما پاسخ شنید که این موارد؛ نقد است و نه سوال خبرنگاری لذا بهتر است بجای نقد؛ به پرسش کردن از نوع خبرنگاری‌اش اکتفا شود. درنهایت برخی از پرسش‌ها یا نقدها (به‌زعم دوستان در زیباسازی) درباره چرایی استفاده از هنر تقلیدوار از کشورهای دیگر، کم و کیف متریال استفاده شده در نقاشی‌های دیواری تهران و نوع کارشناسی در انتخاب مواد اولیه برای رنگ یا بستر مورد نیاز برای نقاشی، چرایی تخریب آثار تاریخی و سپس نقاشی کردن آنها روی دیوارهای شهری، تفاوت و فاصله میان تکنیک و محتوا در برخی آثار و هزینه‌های نقاشی‌ها برای سازمان و نحوه انعقاد قراردادها بدون پاسخ ماند.

سید جواد شوشتریبرداشت سوم؛ پیدا کردن ساختمان سازمان زیباسازی در خیابان ولی‌عصر و کوچه دامن‌افشار کار ساده‌ای است. کافی است چشم به نقاشی مینیاتوری چندمتری داشته باشی که نه میان مفهوم آن با کوچه و خیابان بستر آن؛ هماهنگی را درمی‌یابی و نه از انتخاب سبک‌ مینیاتور برای سردر چنین کوچه‌ای سردرمی‌آروی؛ مانند اغلب نقاشی‌دیواری‌های تهران. این چشم‌انداز کافی است تا ورود به بحث "نقاشی‌دیواری" که مصاحبه‌کننده اصرار داشت آن را "هنر دیواری" بنامد، در شرایط روز تهران را الزامی کند.

مشروح گفت و گوی پایگاه خبری شهر الکترونیک با رییس سازمان زیباسازی شهر تهران را از نظر می گذرانید.

***

 نقاشی دیواری، ابتدایی‌ترین شیوه‌ ارتباطی انسان‌ها بوده و کارایی‌های مختلفی داشته است. امروز این هنر ابزاری برای القای ارزش‌ها، فرهنگ، آداب و رسوم، تاریخ است و البته در برخی موارد برای انجام تبلیغات سیاسی است. شهرداری تهران از این ظرفیت در نقاشی‌ها چه اندازه بهره برده و به کمک این نقاشی‌ها به دنبال انتقال پیام‌های سیاسی، بهداشتی، فرهنگی یا تربیتی بوده یا معتقد است که وظیفه او فقط ورود به مسایل شهری است لذا وظیفه خود را در ایجاد تنوع در چشم‌انداز بصری چشم شهروندان دنبال کرده است؟

ابتدا اصلاح می‌کنم گفته شما را، درمورد این که کار را سازمان زیباسازی شروع کرده است. سابقه نقاشی دیواری و اساسا هنرهای شهری و در اصطلاح جزیی‌تر، احجام شهری یا نقاشی دیواری در ایران؛ کاری نبوده که خصوصا در سه دهه بعداز انقلاب فقط توسط شهرداری‌ها انجام شده باشد.

سابقه نقاشی‌های دیواری بعداز پیروزی انقلاب اسلامی را هم به جهت فرم و تکنکیک و هم محتوا و هم دستگاه‌های متولی آن؛ به 3 و 4 دسته می‌توان تقسیم کرد. در سال‌های اول بعداز انقلاب؛ شما هنوز در تهران در بافت پائین‌تر از میدان امام‌حسین، میدان شهدا و میدان خراسان؛ تصاویر شهدای عزیز دفاع مقدس را روی دیوارها می‌دیدید که با شابلون کشیده شده یا بعضا نقاشی شده‌اند. بعضی از این‌ها نیز متولی مردمی داشته مثلا در مسجد یا در محله‌ای، گروهی از بسیج محله یا کمیته انقلاب اسلامی با همراهی گروهی از معتمدان و ریش‌سفیدهای محل؛ تصاویر را روی دیوار محلات نقش می‌دادند. بعداز دوره‌ای؛ بنیاد شهید این کار را به‌صورت خاص‌تری پیگیری کرد که یک‌سری از نقاشی‌های دیواری شهر تهران ماحصل کار این بنیاد است. بخش دیگری از نقاشی‌ها هم از کارهای سازمان تبلیغات اسلامی است. پس یک‌سری از نقاشی‌ها اصلا مال سازمان زیباسازی نبوده و نیست.

بنابر این تا اینجا ما 3 متولی داریم: هم مردم اقدام می‌کردند هم بنیاد شهید و هم سازمان تبلیغات اسلامی. از زمانی که مساله­ نقاشی دیواری به‌صورت جدی در شهرداری مطرح شد، دوره‌های مدیریتی خاصی هم در شهرداری بنا شد. در این دوره­ ها نمی ­توانیم اهتراز کنیم از این مساله که سلایق مدیریتی مدیران زیباسازی و شهرداری‌ها در این امر نقش داشته است.

به‌صورت رسمی؛ امروز سازمان زیباسازی شهرداری، بیشتر از 10 سال نیست که متولی زیباسازی محیطی و اجرای هنرهای شهری به خصوص نقاشی­ های دیواری شده است. در این مدت هم سازمان زیباسازی دستخوش تغییراتی در حوزه مدیریتی بوده است.

ابتدای سال نود، ابتدای حرکت در راهی­ است که علاوه بر الزامات معنایی در نقاشی­ها باید به فرم، بقای آنها، عدالت توزیع آنها در سطح شهر و مسایلی از این دست توجه شود. تا انتهای سال 89، عدالتی برای آثار برجسته و خوب نبود و مناطق جنوبی از هنرهای دیواری شاخص برخوردار نبودند.

اما در عمل می‌بینیم که در فرم و محتوا؛ نقاشی‌های دیواری در ده­ه های مختلف متفاوت بوده است. مثلا نقاشی­های دهه­60، 70 و 80؛ با نوع نقاشی­هایی که از سال 90 صورت می ­گیرد، تفاوت­های زیادی دارد. برخی از این تفاوت ها عبارت اند از از اینکه؛ ما در نقاشی­های دهه­60، به شدت با پرتره ­ها مواجه بودیم. در دهه­ هفتاد اما ترکیب­های ماورایی به پرتره‌کشی از شهیدان اضافه شد. در دهه­ 80 نقاشی­ها در تهران به سمت نقاشی­های آبستره پیش رفت و در تکنیک­های اجرایی با ترکیب کولاژ و کاشی­کار آمیخته شد و آثاری که بیشتر به سمت نقاشی با معناهای معنوی رفته­ اند. مثلا کاری که در ابتدای بزرگراه کردستان (تقاطع خیابان گمنام) درصورت پروانه ­ای می­بینیم، سمبل عروج است. درابتدای دهه­ 90؛ بیشتر به این سمت رفته­ ایم که به موازات پرداختن به محتوای هنردیواری به مانایی و پایداری آن نیز توجه شود. به این معنا که باید برای همه­ نقاشی­ های دیواری شناسنامه صادر شود و نام مجری­ها و اساتیدی که آنها را خلق کرده­ا ند، سامان‌دهی شود تا اگر نقاشی­ دچار آسیب و از بین ‌رفتگی شد، بتوان با دعوت کردن دوباره­ خالق اثر، آن را احیا کرد یا در مواردی با ساخت و ساز­های جدید، برخی از نقاشی­های قدیمی دفرمه شده، نیازمند تجدیدنظر است.

به همین منظور یک طرح پژوهشی درمورد آثار دیواری در تهران انجام شده و اطلاعات لازم جمع‌آوری شد و قرار است پایین هر نقاشی، شناسنامه اثر و زمان پاک کردن آن درج شود. به هر حال هر اثر دیواری؛ باید پاک شود و با اثر دیگری جایگزین شود. ایستگاه اتوبوس و آلودگی­های هوا، باد، باران و... موجب می‌شوند طول عمری برای یک اثر دیواری رقم بخورد. پس ابتدای سال نود، ابتدای حرکت در راهی­ است که علاوه بر الزامات معنایی در نقاشی­ها باید به فرم، بقای آنها، عدالت توزیع آنها در سطح شهر و مسایلی از این دست توجه شود. تا انتهای سال 89، عدالتی برای آثار برجسته و خوب نبود و مناطق جنوبی از هنرهای دیواری شاخص برخوردار نبودند.

اولویت‌های هدف­گذاری­های مضمونی در نقاشی‌های دیواری چیست؟ نقاشی دیواری می‌تواند منجر به تلطیف روحیه‌ شهروندان شود اما وقتی انواع رنگ بدون تناسب روی دیوارهایشان پاشیده شود و وقتی  ترکیب ناهمگون ایجاد کنند و زمختی و ناهماهنگی‌شان غیرقابل پنهان باشد و درنتیجه رهگذران رغبتی برای تماشای آنها نداشته باشند، آیا هدف مدیران شهری برآورده شده است؟

وقتی ما درمورد شهر بزرگ تهران که پایتخت است؛ صحبت می­کنیم، نمی­ توان چارچوب؛ تکنیک و مضمون خاصی را دنبال کرد. وقتی به سمت میدان شهدا می­رویم یا به سمت حرم عبدالعظیم یا نیاوران؛ این مناطق هرکدام از لحاظ معماری و بافت تاریخی، مفاهیم شهری خاصی دارند. پس اولا خیلی وقت­ها شهرداری تهران به دنبال هویت مناطق و حفظ آن است؛ یعنی خیلی وقت­ها به دنبال کشف مفاهیم تازه­ نیستیم. مثلا شما نمی­توانید در میدان هفت تیر، تصویر شهید مدرس را کار کنید زیرا با بار معنایی و وجه تسمیه­ این میدان همخوانی ندارد یا در میدان انقلاب؛ خیلی مهم است که چه نمادی نصب شود؛ چون باید به مفهومی که این میدان پیدا کرده، توجه شود. بنابراین ما دنبال این هستیم که در وهله­ اول، هویت شهر تاریخی تهران و خاطره جمعی مردم حفظ شود.

 خیلی وقت­ها هم مواجه بودیم با یک بافت خنثی مثل محیط­های پیرامونی بزرگراه­ها مثلا برای بزرگراه صیاد شیرازی که سعی کردیم آن را یک آلبوم درنظر بگیریم و ارتباط و توازن آثار را برای رانندگان و عابران در آن لحاظ کنیم. در بزرگراه کردستان برخی از مناطق دیدنی و طبیعی کردستان، مثلا تصاویری از دریاچه مریوان کشیده شده تا با وجه تسمیه این بزرگراه که کردستان است، هم­خوانی داشته باشد.

 پس ما تعمدا به دنبال هدف مشخصی نبوده­ ایم. درواقع در هر معبری و هر بخشی از شهر که با پروژه‌ای جدید روبرو بوده‌ایم، کارها براساس نیازهای آن منطقه تبیین شده است. ما برای انتخاب یک طرح برای یک دیوار؛ یک شورای کارشناسی هنری داریم که متشکل است از اساتید نقاشی. ما وقتی درمورد شهر تهران صحبت می­ کنیم، ضروریات خاصی دارد که باید آن­ها را درنظر گرفت. اگر بخواهیم یک کار را با وسواس زیاد انجام دهیم، غیرممکن است. شاید حل کردن برخی از مسائل نیاز به زمان داشته باشد. مثلا وقتی بحث راه ­اندازی اتوبوس­های B.R.T مطرح بود یا درمورد پل­های عابر پیاده زیاد حرف زده شد که این­ها مشکل بصری دارند! درحالی که اگر قرار است شهری داشته باشیم که از لحاظ حمل و نقل عمومی در جهان از رتبه مطرحی برخوردار باشد، باید با یکسری مسائل کنار بیاییم. وقتی می­ خواهید آلودگی را پایین بیاورید و حمل و نقل عمومی را افزایش دهید، طبیعتا یکسری چیزها قربانی می­ شود. بنابراین باید به مختصات تهران توجه کرد.

ما تعمدا به دنبال هدف مشخصی نبوده‌ایم. در هر معبری و هر بخشی از شهر که با پروژه‌ای جدید روبرو بوده‌ایم، کارها براساس نیازهای آن منطقه تبیین شده است. ما برای انتخاب یک طرح برای یک دیوار؛ یک شورای کارشناسی هنری داریم که متشکل است از اساتید نقاشی. ما وقتی درمورد شهر تهران صحبت می‌کنیم، ضروریات خاصی دارد که باید آن­ها را درنظر گرفت. اگر بخواهیم یک کار را با وسواس زیاد انجام دهیم، غیرممکن است. شاید حل کردن برخی از مسائل نیاز به زمان داشته باشد.

خبرنگاری که در تهران از مسؤولی شهری سؤال می­کند باید این مختصات را درنظر داشته باشد، نه اینکه سوال­هایش را در خلا مطرح کند. من به این سوال‌ها نمی­توانم پاسخ دهم....

مشکل این است که نقاشی­های دیواری عمر زیادی ندارند و حتی ازسوی برخی شهروندان تخریب می­ شوند. این است که ما رفته­ ایم به سمت بقا و پایداری و به سفال و کاشی روی آورده­ ایم...

می‌خواهم بگویم ما در فضای شهر زندگی می‌کنیم. نمی‌توانیم بگوییم که چرا شهرداری توجه ندارد، بله شهرداری توجه دارد ولی شهرداری به یک‌سری از مسائل که در شهر است و درعین حال خیلی نمود و بروز ندارد، نمی‌تواند توجه نداشته باشد. بالاخره شما در یک بافت زنده هستید و مردم نسبت به چیزی که ببینند و پذیرش آن را نداشته باشند، حتما آلرژی نشان می‌دهند.

در این کمیته هنری؛ چه ترکیبی از هنرمندان وجود دارد؟ چند نفر از ژنرال‌های هنری و هنرمندهای تراز اول را در جمع خود دارید، لطفا نام ببرید؟

اسامی این افراد را می‌گیرم و به شما می‌دهم البته به‌نظر من؛ خیلی درست نیست که اسامی این افراد درج شود. بالاخره برای ما آسیب دارد از این جهت که خیلی از اینها اگر از شاگردان خودشان یک اثری بیاید؛ ممکن است که نسبت به آن واکنشی نشان دهند. معمولا اسامی شورای هنری را نمی‌گوییم شما هم به این گفته کفایت کنید.

  یعنی اسامی را نمی‌دهید؟

به شما می‌دهم که شما بدانید و سرچ کنید؛ اینها چه کسانی هستند. به شخص شما می‌دهم البته اگر درج هم کنید، مشکلی با آن ندارم ولی پیشنهاد می‌کنم که درج نکنید. چون اینها خودشان هم دوست ندارند که کسی بداند در شورای هنری ما هستند.

 حالا که قرار نیست فهرست را اعلام کنید؛ دست‌کم درباره ترکیب شورا که می‌توانید بگویید.

 5 استاد برجسته گرافیک و هنرهای شهری هستند...

ما اساتید برجسته حوزه گرافیک شهری و نقاشی را جمع کرده‌ایم که هر ماه جلسه می‌گذارند و آثار را بررسی می‌کنند. البته این را بگویم که در شهرداری تهران در یک مناطقی، یک‌سری خودمحوری‌ها و حرکت‌هایی بدون هماهنگی با سازمان زیباسازی در طول سال‌های گذشته شکل گرفته است که نمی‌توان گفت تمام چیزهایی که در شهر تهران صورت گرفته، حتما مجوز از سازمان زیباسازی داشته است. یک وقت‌هایی برخی مناطق وقتی می‌خواستند؛ پروژه‌ای را زمانی افتتاح کنند، یا یک جایی را از حالت خنثی دربیاورند، اقدام به نقاشی دیوارها می‌کردند.

این خودسری‌ها؛ چند درصد از تمام نقاشی‌های دیواری تهران را تشکیل می‌دهد؟

می‌توانم بگویم که حتما 30 درصد است. ولی این 30 درصد؛ از ابتدای جریان جدید سازمان زیباسازی و مدیریت شهری در شهر تهران؛ به شدت جلوی آن گرفته شده است. مثلا در بزرگراه صیاد بعضی تصاویر را داریم که بادگیرهای یزد است که خیلی با هماهنگی سازمان انجام نشد. این نقاشی‌ها به دلیل یک شتاب‌زدگی در هنگام بهره‌برداری بزرگراه انجام شد. اما بعضی دیگر؛ مثلا کارهای مینیاتور در این بزرگراه کاملا با هماهنگی سازمان زیباسازی صورت گرفته است. 

در بسیاری موارد شاهدیم که نقاشی‌ها با مضامین بی‌ربط به زندگی شهری و شهروندی؛ نه تنها موجب آرامش روحی و روانی شهروندان نشده، بلکه نادرست و بی‌تناسب روی فضاهای شهر نشسته‌اند که شهروندان داشتن همان شهر بی‌روح و رنگ را ترجیح می‌دهند. بزرگراه کردستان تنها به‌خاطر نام آن؛ تصاویری از منطقه کردستان را در خود جای داده حال آن که این تصاویر هیچ تناسبی با کاربری این بزرگراه ندارد. در نیاوران؛ آثاری دیده می‌شود که همخوان با محیط نیستند. در محیط­ های شلوغ شهری، تصاویری با مضامین تاریخی یا طبیعت دیده می­شود و در مناطق خلوت؛ از نقاشی­های فانتزی و پیام‌دار تند استفاده شده است.

اول یک نکته ­ای را اشاره کنم. شهر تهران از روزگاری که تابع شهر ری بوده و قصباتی مثل نیاوران و ده‌ونک داشته، از اول؛ این شکلی نبوده است. عکس‌های قدیمی و جدید میادین و خیابان­ها موجود است. باز تاکید می‌کنم اگر به فضای شهری به‌عنوان بافت زنده نگاه نکنیم، همان اشتباهی که در سوال قبلی شما بود، تکرار می ­شود.

عرض کردم؛ شهر یک موجود زنده است! و نمی­ شود هر آن تصمیم گرفت که مثلا تمام نقاشی­های میدان توپخانه را پاک کرد و نقاشی­های تازه ­ای را به اجرا گذاشت. هرکدام از بافت­های این ماهیت زنده را که بخواهیم قطع بکنیم؛ به جراحی نیاز دارد. نمی­ شود امروز تصمیم بگیریم که وسط میدان انقلاب را برخلاف سابق که گنبدی بوده، گود کنیم! آنچه که شما اسم‌اش را شلوغ می‌گذارید؛ برای مردم خاطره­ جمعی است و طی 30 یا 40 سال اتفاق افتاده است.

پس ما شهری داریم که طی 30 سال گذشته؛ المان­های زیادی به آن اضافه شده است. حرف شما را درمورد برخی نقاط قبول دارم اینکه برخی از مناطق شلوغ است! اما حل کردن این شلوغی به معنای این نیست که بررسی کنیم آیا نقاشی­های این منطقه بد هستند یا خوب. راهش؛ پیرایش جمعی است. مبلمان شهری، المان­ها، اسکای‌لاین­ها، معماری، حمل و نقل، علائم‌ترافیکی و... همه تأثیر دارند. نقاشی دیواری هم هم یکی از این المان­هاست. بنابراین شلوغی منطقه، تنها به دلیل نقاشی­ها اتفاق نیفتاده، کمااینکه در بسیاری از موارد نقاشی­ها قبل از شلوغ شدن مناطق کشیده شده‌اند. مثلا نقاشی‌ای که در میدان هفت تیر(نقاشی شهید بهشتی) وجود دارد، متعلق به 10 سال پیش است و طی این سال‌ها حتی یک قلمو به خود ندیده. این میدان؛ 10 سال پیش؛ این نبوده که امروز هست. البته امروز پیرایش شده و به تازگی اصلاحات هندسی­ اش هم انجام می­ شود. اما میدان هفت تیر در گذشته خیلی خلوت‌تر بوده. بنابراین اول؛ نقاشی و بعد المان­های دیگر مثل علایم ترافیکی، ایستگاه مترو، فضای سبز، آبخوری و.... به فراخور شلوغی­ ها به آن اضافه شده است.  

اول باید دید چند درصد نقاشی‌های تهران متعلق به بیش از ده سال گذشته است؛ یعنی بازه زمانی که سازمان زیباسازی وجود خارجی نداشته و دوم آنکه گفتید بسیاری از آثار قدیمی را اصلاح یا تعویض می­ کنید. بحث من این است که وقتی به این درک از عدم تناسب موجود رسیده‌اید، چرا اقدامی نکرده‌اید؟

لطفا سوال­ها را با هم قاطی نکنید. شما از شلوغی­ ها پرسیدید و من گفتم برخی از این نقاشی­ها مربوط به سال­ها پیش است. بنابراین ما تازه در ابتدای سال 90 در مرحله­ شناخت بیماری­ها هستیم. سال 90 آغاز اسکنینگ شهر تهران بوده است. بررسی اینکه چقدر نقاشی داریم، چند متر است، متعلق به کیست و...

ما امروز 20 مجلد در قطع بالای A3 جمع‌آوری کرده‌ایم که اطلاعات تمام نقاشی‌های دیواری در شهر تهران را شامل می­ شود. این منبع تا پیش از این وجود نداشت. ما فعلا فقط مریض را شناخته‌ایم. خیلی از انتقادهای شما در سیطره همین شناخت­هایی­ است که ما از بیماری­ها بدست آورده ­ایم. اشکالی هم ندارد؛ شما دارید به معضل اشاره می­ کنید. ولی درمورد برنامه‌ریزی؛ باید بگویم؛ برنامه داریم و آنها را اجرایی خواهیم کرد. اما این نکته را هم بگویم که ما نمی­ توانیم بگوییم پروژه­ های بزرگراه همت، امام علی و... را متوقف کنند تا بیماری مناطق دیگر را رفع کنیم و بعد به سراغ آنها برویم. این شهر درحال رشد کردن است و نمی­ توان جلوی رشد آن را گرفت. پس کاری که ما می­ کنیم این است: اول؛ پایش در هنگام عملیات. دوم؛ اصلاح تاریخ گذشته­ هنرهای دیواری. از طرفی وقتی ما مواجه­ هستیم با یک سری تلقی­ های بیرونی از نقاشی­های دیواری شهر تهران؛ تنها مساله هنری بودن یا مناسبت جغرافیایی و مکانی آنها مطرح نیست بلکه مساله این است که این اثر باید برای تمام تلقی­های موجود در شهر تهران قابل قبول باشد.

از قضا بیش از 80 درصد از نقاشی­های شهر تهران در 10 سال اخیر و زیرنظر سازمان زیباسازی اجرا شده. طبعا یکی از بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین بایدهای مدیریتی ترسیم نقشه‌ شهری تهران شامل وضعیت بزرگراه‌ها، خیابان‌ها، کوچه‌ها، ساختمان‌های اداری، تجاری و مسکونی، میزان وسایل نقلیه و موضوع جمعیت، ترافیک و خدمات شهری است. طبیعی است که کمترین انتظار از مدیران شهری این است که آینده پایتخت را برای 20 تا 30 سال آینده پیش‌بینی کنند و سپس طرح‌های مدیریتی خود را در آن اجرایی کنند. سؤال اینجاست که در زمان طراحی این نقاشی‌ها، آیا به موقعیت تهران 20 یا 30 سال آینده فکر شده بود؟

اینکه سوال نبود. اما من هم با شما موافقم. شما می­ گویید چشم­ انداز وجود نداشته، من هم با شما موافقم. اگر همه چیز این طور که شما می­ گویید؛ بود، الان می­بایست ایران چیزی در حد و اندازه­ های سوئیس می­بود! یعنی اگر آقای احمدی­ن ژاد هم این تصور را از تورم و مسائل اقتصادی داشت، دیگر امروز نمی‌گفت یارانه­ های خانواده­ های بالای 4 نفر را قطع می­ کنیم. آیا نباید پیش‌بینی می­کردند که بودجه کافی دارند یا نه؟

این سوال شما بازهم؛ سوال در خلاء است. تا امروز 5 تا شهردار در منطقه 3(سیدخندان) عوض شده و هرکدام هم نظرات متفاوتی دارند. ما در مجموع با بیماری شلوغی فضای بصری تهران روبروییم. من نه به پایه­ پرچم­ها کار دارم؛ نه به علایم راهنمایی رانندگی و نه به اشاره پرابهام واژه­ «شلوغی» شما. من به این بیماری کار دارم که فضای بصری شهر تهران شلوغ است. این وضعیت متشکل از همه­ جیزهایی‌ست که گفتم. مثلا سابقا وقتی در میدان ونک می‌ایستادید؛  میدان زیبا نبود و  کلی تابلوهای تبلیغاتی بی‌خاصیت داشت، اصلاح هندسی میدان هم صورت نگرفته بود، جایگاه تاکسی هم درست نبود. خب رفته‌رفته میدان اصلاح می­ شود؛ بالغ بر 20 تابلوی تبلیغاتی برداشته می‌شود، یک نقاشی دیواری اصلاح می­شود. چرا؟ چون الان محور اصلاح میادین در شهرداری با سازمان زیبا­سازی است.

سازمان به حمل و نقل می­ گوید؛ ما می­ خواهیم میدان را اصلاح کنیم! بیایید و پایه­ های ترافیکی‌تان را صد متر آن‌طرف­تر منتقل کنید. چون محور این حرکت؛ سازمان است و نگاهش ساماندهی به فضای بصری شهر است، بقیه هم تبعیت می­ کنند. تبلیغات اصناف هم با ما هماهنگ می­ شود و اسکای‌لاین­ها باهم مساوی می­شوند. تبلیغات شهری؛ تابلوهای خودش را جمع می­ کند؛ حتی تابلوهایی که برای شهرداری درآمدزا بوده؛ جمع‌آوری می­شوند. بنابراین ما این بیماری­ها را در یک‌سال اخیر شناسایی کرده­ ایم که کار آسانی هم نبوده. حتی دیوارهای خام نیز شناسایی شده ­اند. دیوار در سازمان ما تعریف دارد و اینکه چه دیواری مناسب نقاشی ­است. بعد هم تعریف ایجاد کرده­ ایم که اصلا روی چه دیوارهایی باید نقاشی شود.

به هر حال شما به‌عنوان مدیر شهری باید برای همه پاسخ داشته باشید. پاسخ دادن به همه هم میسر نیست. اتفاقا اشتباه همین است. شما باید دستگاه‌های متولی متفاوتی را راضی کنید. مدیریت شهری همین است. این است که می­ گویم خیلی از سوال­های شما در خلاء طرح می­ شوند. شما هم سوال نکرده‌اید؛ نقد کرده‌اید! دستتان هم درد نکند.

 اصولا کارشناسان منظر شهری آیا روانشناسی محیط می‌دانند و می‌دانند که چه چیزهایی را در ناخودآگاه جمعی مردم زنده کنند تا شهر از آشفته بازار منظر دربیاید؟ مثلا آیا آنها می‌دانند تأثیر تصاویر روستا در محیط شلوغ و پرتردد سیدخندان چه حسی در مخاطب ایجاد می‌کند؟ آیا این کارشناسان از عدم تناسب و ناهمخوانی برخی نقاشی‌ها با دیواری که روی آن نقش بسته؛ مطلع هستند که درنهایت نه تنها زیبایی بصری به همراه ندارد بلکه تناسبی با زندگی شهری و سرعت آن و موقعیت‌های مختلف شهروندان در جامعه شهری امروز ندارد. آیا می‌دانند شهروندان؛ آنها را متهم به القای پیام دروغین می‌کنند؟

خواهش می­کنم به سؤال­های قبلی برنگردیم. البته شما می‌توانید یک انتقاد را بارها بپرسید. ببینید! اگر چیزی در تهران وجود دارد؛ حاصل تفکرات و تصمیمات گذشته است و ریشه­ یابی بیماری­های موجود در طول یکسال اخیر انجام شده و راه­ های درمان آن نیز باید پیدا شود. قطعا اگر درمان این بیماری‌ها شتابزده انجام شود، بیشتر می­ تواند قابل انتقاد باشد.

 من که حرف شما را تایید کردم. اما حالا که روی آن­ها کار نشده، چه باید کرد؟ ما باید این­ها را پاک کنیم؟ جایگزین کنیم؟ نه! ما به هرحال با شهری مواجه هستیم که نقاشی­ های دیواری­ اش در طول ده سال گذشته در چند دوره‌ مدیریتی شهرداری در قالب تصمیمات مدیریتی گنجانده شده است. مثلا درمورد سیدخندان که آن نقاشی­ ها از 5 سال پیش بر دیوارهایش کشیده شده؛ امروز این سیدخندان با سیدخندان قبلی خیلی تفاوت دارد. آن سیدخندان؛ پایه پرچم نداشت، لمپوس بنر نداشت اما امروز دارد. درضمن ازکجا معلوم است اگر همین تصویر بیابان را پاک کنیم، خبرنگار دیگری به ما انتقاد نکند که چرا این کار را کرده‌اید؟!

 احتمالا مدیریت کلان و خرد شهری؛ اصول و قوانینی دارد که فقط به‌دنبال کارهای اصولی است نه خواست شخصی یا سلیقه‌ای. اما در سؤال دیگری درباره نارضایتی بعضی شهروندان از عملکرد سازمان زیباسازی می‌توان گفت برخی شهروندان معتقدند کارشناسان شهرداری نظرات خود را به آنها تحمیل می‌کنند و اجازه‌نامه مکتوب دریافت می‌کنند؛ بعضی حتی می‌گویند نقاشی‌های تصویرشده بر دیوار خانه‌هاشان؛ قیمت خانه‌هاشان را کاهش داده، شما چه پاسخی دارید؟

اتفاقا دیوار در فضای شهری متعلق به مدیریت شهری است. این موضوع در تمام دنیاست. در شهرهای بزرگ جهان، شهروند اجازه ندارد از هر سنگی برای نمای ساختمان استفاده کند. باید مجوز نما بگیرد. چون هر چیزی که متعلق به فضای شهری باشد ازجمله در، دیوار، شیشه و ... حتی دودکش خانه­ که از خیابان پیداست؛ باید ارتفاعش ازسوی شهرداری مجوز بگیرد. بنابراین دیواری که مشرف به فضای شهرِ است دراختیار شهرداری است. اگر شهرداری این اجازه را از شهروندان می­ گیرد، به جهت جنبه اخلاقی آن است وگرنه شهرداری مختار است. پس ما درآورده‌ایم که روی چه دیوارهایی می­ شود نقاشی کشید یا اصلا چه نقاشی باید کشید؟ با چه متریالی باید به خلق اثر پرداخت؟ یا در حوزه روانشناسی چه معیارهایی باید لحاظ شود؟

 مدیریت شهری چقدر در تربیت و پرورش ذائقه مردم ورود پپدا کرده و برای این امر از فرهنیختگان کمک کرده است؟

ما شهر را برای فرهیختگان نمی­سازیم!

 ولی باید از فرهیخته­ ها در آرایش شهر استفاده کرد.

قطعا همین طور است! ولی اگر نظرسنجی را به‌عنوان یک عامل مدرن قبول دارید، باید نتایج آن را بپذیرید. مثلا بروید 5 سوال مشخص را از مسافران B.R.T در مورد ایستگاه­ها بپرسید. برای ما؛ یکی از نظرهای پیاده‌کننده هنرهای شهری؛ نظر مردم است. ما می­ گوییم اگر در اجرای یک نقاشی دیواری نظر مردم خواسته نشده؛ در پاک کردن‌اش که می­ شود نظر مردم را جویا شد! این همان درمان است که باید به قاعده صورت گیرد.

کارشناسانی که مدنظر شما هستند؛ قبلا نظر داده‌اند و بارها از نظراتشان استفاده شده و حتی در مواردی اجرا هم شده. اما این گونه نیست که با نظر 5 فرهیخته؛ کلا یک نقاشی دیواری را در یک منطقه پاک کنیم چون اگر فردا نقاشی را پاک کردیم؛ مردم خوش‌شان نیاید، چه باید کرد. آنها می‌گویند نقاشی دختری که قالی را می‌تکاند؛ خوب بود، چرا پاک شد؟

من نمی‌گویم این نقاشی؛ نقاشی خوبی است اما می‌گویم تلقی مردم هم مهم است. اما این انتقاد هم بجاست که چرا در شهر تهران یکسری نقاشی‌های روستایی در دستور اجرا قرار گرفته است؟

 چرا شما برخی قسمت‌های شهر با به حمام شبیه کرده‌اید، چرا در استفاده از مته‌ریال‌ها و برخی موضوعات اصرار و افراط وجود دارد، چرا اکثر نقاشی‌ها هیچ امضای معروفی را پای خود ندارد؟

 من می‌گویم بله! ما این بیماری‌ها را در هنر دیواری داریم و اقداماتمان را آغاز کرد‌ه‌ایم اما گویا شما قانع نشده‌اید.

 ****

برداشت آخر؛  8 اردیبهشت 89؛ با حکم شهردار تهران؛ سیدجواد شوشتری به‌عنوان مدیرعامل سازمان زیباسازی شهرداری تهران منصوب شد. قالیباف درباره حجت‌الله ملاصالحی(مدیرعامل پیشین سازمان زیباسازی) گفته است: آقای ملاصالحی از مدیرانی بود که از همان ابتدای ورود من به شهرداری مشغول به کار شد و در حوزه کاری خود؛ تحولات بسیاری را رقم زد.

شهردار پس از ملاصالحی؛ شوشتری را که پیش از این در سمت رئیس سازمان فرهنگی هنری با شهرداری فعالیت می‌کرد به برخی دلایل که شهردار؛ خود این تغییر را واکنش به دغدغه‌های فرهنگی موجود در این سازمان دانسته بود، انتخاب کرد.

شوشتری پیش از این به‌عنوان مشاور عالی خبرگزاری قرآنی(ایکنا)، معاون آموزشی و پژوهشی سازمان فعالیت‌های قرآنی دانشجویان کشور، معاون اداری و مالی سازمان مدارس خارج از کشور، عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران، معاون مناطق سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، مدیرکل حوزه ریاست سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران، قائم‌مقام سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران و سرپرست سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران فعالیت داشته است.

پیش از او؛ حجت الله ملاصالحی(89-84)، ابوالقاسم وحدتی‌اصل(84-82)،  محمد قماشچی(82-81)، مجتبی توسل(81-79)، حشمت‌الله فرهنگ(79-69)، احمد جناب‌زاده(68-67)، محمد ابراهیمی(67-65)، مهدی یار(65-64)، حسین افشار(64)، عباس قدیری(64-63)، منوچهر برهانی(63-62)، عباس کریمی(61-60)،‌منوچهر برهانی(60-59)، کوشکی(59-58)، هوشنگ شهبور(58-57) و دولت اعتمادزاده(57-53) در سازمانی که اساسنامه آن در سال 1354 به تصویب شهر رسید، فعالیت‌می‌کرده‌اند. آنها وظیفه داشتند در زمینه بهسازی و حفظ هویت محیط شهری و رشد فرهنگ عموم مردم درجهت ارتقای کیفیت زیست شهری شهروندان فعالیت تخصصی و نوآورانه داشته باشند.

 

کد مطلب: 1289
تاریخ انتشار: شنبه 6 اسفند 1390

نام

آدرس پست الکترونیک  

آدرس وب سایت

نظر شما  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری):

 = 6-1

نام شما (اجباری)  

پست الکترونیک شما (اجباری)  

پست الکترونیک دریافت کننده (اجباری)  

لطفا حاصل عبارت را وارد نمایید (اجباری)

 = 6-1

دیگر مطالب
اطلاعات گردشگری شهرهای ایران
اخبار روابط عمومی شهرداری‌ها
تازه های نشر